شب طفلان حضرت زینب (س) ، دلم نیامد نروم . اذان رسیدم ارک . هنوز توی دلم خوشحال بودم از خبری که صبح همه رسانه ها رو پر کرده بود . هر کاری کردم با دلم نشد که خوشحال نباشد . دل است دیگر . مرده و غیر مرده سرش نمیشود . از یکی که بغض داشته باشی ... بیخیال الان این دوست جدیدمان خونش ...حاجی شروع کرد . منتظر بودم یک چیزی بگوید دیدم نگفت . خواند و رفت کنار اما ...
خانه که رسیدم شنیدم آقا پیام دادند .
آقا باور کن درگیر همین عدالت علوی ات هستم .
خانه که رسیدم شنیدم آقا پیام دادند .
آقا باور کن درگیر همین عدالت علوی ات هستم .
| + نوشته شده در 88/09/30 | ساعت11:6 | توسط من ِ او |
شاید امسال برای ارباب بمیرم ...
شاید امسال شب ِ ...
دعا کنید خیلی محتاجم .
خبر فوری
در همین رابطه بخوانید :
سخنان افشاگرانه "عبدالله نوری" درباره خون دل هایی که منتظری به امام داد
| + نوشته شده در 88/09/29 | ساعت9:53 | توسط من ِ او |
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس ...
شب رقیه خانوم برای ما هم دعا کنید .
| + نوشته شده در 88/09/28 | ساعت10:42 | توسط من ِ او |
بسم الله الرحمن الرحیم
فتنهها با تلخی ِ خواستهها وارد میشوند و خونهای تازه را میدوشند، نشانههای دین را خراب، و یقین را از بین میبرد … سعی کنید که پرچمدار فتنهها و نشانههای بدعتها، شما نباشید و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار و پایههای طاعت بر آن پایدار است بر خود لازم شمارید. و شما را به خدا، بر یاری ستمدیده بشتابید و نه ستمگر. از گرفتار شدن به دامهای شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنیها بپرهیزید، و لقمههای حرام به شکم خود راه ندهید. شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه بندگی و اطاعت را آسان فرمود. نهجالبلاغه – خطبه ۱۵۱
بقیه بیانه در ادامه مطلب
فتنهها با تلخی ِ خواستهها وارد میشوند و خونهای تازه را میدوشند، نشانههای دین را خراب، و یقین را از بین میبرد … سعی کنید که پرچمدار فتنهها و نشانههای بدعتها، شما نباشید و آنچه را که پیوند امت اسلامی بدان استوار و پایههای طاعت بر آن پایدار است بر خود لازم شمارید. و شما را به خدا، بر یاری ستمدیده بشتابید و نه ستمگر. از گرفتار شدن به دامهای شیطان، و قرار گرفتن در وادی دشمنیها بپرهیزید، و لقمههای حرام به شکم خود راه ندهید. شما برابر دیدگان خداوندی قرار دارید که گناهان را حرام کرد و راه بندگی و اطاعت را آسان فرمود. نهجالبلاغه – خطبه ۱۵۱
بقیه بیانه در ادامه مطلب
|
+ نوشته شده در 88/09/25 | ساعت12:25 | توسط من ِ او |
انگار قلبم ، از بس جان داد مُرد . وقتی صحنه های تار بی حرمتی به تو رو میدیدم و هیچ کاری از دستم برنمی اومد . قلبم شده بود عین چوب های دکان نجاری بابا لای پیچ دستی .
| + نوشته شده در 88/09/24 | ساعت9:50 | توسط من ِ او |








