تبليغاتX
من ِ او


من ِ او

تنها بنايي که اگر بلرزد محکم تر ميشود, دل است! دل آدميزاد.
پريشاني...

"شرح پريشاني"

دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد    /    داستان غم پنهاني من گوش كنيد

قصه بي سر وساماني من گوش كنيد    /    گفت و گوي من و حيراني من گوش كنيد

شرح اين آتش جانسوز نگفتن تا كي   /   سوختم سوختم اين راز نهفتن تا كي

روزگاري من و دل ساكن كويي بوديم   /    ساكن كوي بت عربده جويي بوديم

عقل و دين باخته ديوانه ي رويي بوديم    /    بسته ي سلسله ي سلسله مويي بوديم

كس در آن سلسله غير از من و دلبند نبود    /    يك گرفتار از اين جمله كه هستند نبود

نرگس غمزه زنش اين همه بيمار نداشت   /   سنبل پر شكنش هيچ گرفتار نداشت

اين همه مشتري و گرمي بازار نداشت    /    يوسفي بود ولي هيچ خريدار نداشت

 اول آن كس كه خريدار شدش من بودم   /     باعث گرمي بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبي و رعنايي او   /     داد رسوايي من شهرت زيبايي او

بسكه دادم همه جا شرح دلارايي او    /   شهر پر گشتت ز غوغاي تماشايي او

اين زمان عاشق سرگشته فراوان دارد   /   كي سربرگ من بي سر و سامان دارد

چاره اين ست و ندارم به از اين رأي دگر   /    كه دهم جاي دگر دل به دل آراي دگر

چشم خود فرش كنم زير كف پاي دگر   /    بر كف پاي دگر بوسه زنم جاي دگر

بعد از اين رأي من اين ست و همين خواهد بود    /    من بر اين هستم و البته چنين خواهد بود

پيش او يار نو و يار كهن هر دو يكي ست   /    حرمت مدعي و حرمت من هر دو يكي ست

قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو يكي ست    /    نغمه ي بلبل و غوغاي زغن هر دو يكي ست

اين ندانسته كه قدر همه يكسان نبود    /    زاغ را مرتبه ي مرغ خوش الحان نبود

چون چنين است پي كار دگر باشم به   /   چند روزي پي دلدار دگر باشم به

عندليب گل رخسار دگر باشم به  /    مرغ خوش نغمه ي گلزار دگر باشم به

نو گلي كو كه شوم بلبل دستان سازش    /    سازش از تازه جوانان چمن ممتازش

آن كه بر جانم از او دم به دم آزاري هست    /    مي توان يافت كه بر دل ز منش ياري هست

از من و بندگي من اگرش عاري هست   /   بفروشد كه بر هر گوشه خريداري هست

به وفاداري من نيست در اين شهر كسي    /    بنده اي همچو مرا هست خريدار بسي

 مدتي در ره عشق تو دويديم بسي است   /     راه صد باديه ي درد بريديم بس است

قدم از راه طلب باز كشيديم بس است   /     اول و آخر اين مرحله ديديم بس است

بعد از اين ما و سر كوي دل آراي دگر    /   با غزالي به غزل خواني و غوغاي دگر

تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود   /   آتش عشق به جان افتد و بيرون نرود

وين محبت به صد افسانه و افسون نرود   /    چه گمان غلط است اين، برود چون نرود

چند كس از تو و ياران تو آزرده شود   /    دوزخ از سردي اين طايفه افسرده شود

اي پسر چند به كام دگرانت بينم    /    سرخوش و مست ز جام دگرانت بينم

مايه ي عيش مدام دگرانت بينم   /    ساقي مجلس عام دگرانت بينم

تو چه داني كه شدي يار چه بي باكي چند    /    چه هوس ها كه ندارند هوسناكي چند

يار اين طايفه ي خانه برانداز مباش   /   از تو حيف است به اين طايفه دمساز مباش

مي شوي شهره به اين فرقه هم آواز مباش   /    غافل از لعب حريفان دغاباز مباش

به كه مشغول به اين شغل نسازي خود را    /    اين نه كاري ست مبادا كه ببازي خود را

در كمين تو بسي عيب شماران هستند    /    سينه پردرد ز تو كينه گزاران هستند

داغ بر سينه ز تو سينه فگاران هستند   /   غرض اين ست كه در قصد تو ياران هستند

باش مردانه كه ناگاه قفايي نخوري    /    واقف كشي خود باش كه پايي نخوري

 گر چه از خاطر وحشي هوس روي تو رفت   /     وز دلش آرزوي قامت دلجوي تو رفت

شد دل آزرده و آزرده دل از كوي تو رفت   /     با دل پر گله از ناخوشي خوي تو رفت

حاش للّه كه وفاي تو فراموش كند    /   سخن مصلحت آميز كسان گوش كند


پي نوشت:

۱- اين شعر را از دوران نوجواني به خاطر دارم هنگامي كه دبير ادبياتمان آنرا برايمان خواند و هواي كلاسمان باراني شد . نميدانم چرا اين آخر سال دلم گرفت . دوست داشتم اين شعر رو از وحشي بافقي بگذارم .

۲- اين روزها به هر وبلاگي كه سر ميزنم همه شاكي اند . شاكي از خود . يكي با من ِ خودش دست به گريبان شده ديگري با خدايش عشقبازي ميكند و ديگري چونان كبوتران زخمي بال به زمين ميكشد تا شايد مرحمتي از حضرت دوست ... اين همان حول حالنا الي احسن الحال نيست ؟...

۳- خدا را شكر يكسالي ميگذرد از باز شدن وبلاگم . البت نه وبلاگ من . وبلاگ شهدا . خدا را شكر بابت اين دوستان خوب . خدا را شكر هر وقت به وبلاگ دوستانم سر ميزنم گويي احيا ميشوم . ماشاءالله وبلاگ كه ندارند مجلس موعظه و عشق و حال است .

۴-به ياد آن تحويل سال توي تپه هاي فتح المبين . شايد كمتر زائري تحويل سال توي فتح المبين بوده باشد . روي خاك كربلاي شهداي فتح المبين .

۵-خدا را شكر سال خوبي رو براي همه دوستاي خوبم آرزو دارم . سالي خوب براي هادي ِ عزيزم . گلصنم نازنين . ارميا جان . محمد طاها كه انشاءالله خداوند مهربان بهش سلامتي بده . 

 *زائر*
*قاف*
*سبو*
* پلاك *
* جبهه *
* ميخكوب *
* قوشخانه *
* شماطیل *
* آرزو قدغن *
* ُسك ُسك *
* شق القلم *
* شوق پرواز *
* پوتين خاكي*
* بهشت خوبان *
* زندگي محبوبه *
* پهلوان خورشید-الهه جون *
*سفربرمدارعشق*
* بوي خوش ريحان*
* شاهزاده كوچولو *
*خط سرخ شهادت-فاطمه جون*
* شاسکول ها ... *
* جايي ميان ابرها-زينب جون *
* یوسف های ارزان-نرگس جون *
*قطاري به مقصد خدا*
* سوشیانس عج الله *
*به خود آييم و بخواهيم...*
* حجره ی دانشجوئی یک *
* كهنه سرباز-فاطمه جون *
* گل نسرين ِ جنگي نويس *
*توراميسپارم به ميناي مهتاب-شقايق جون*
*حاج حميد همان داوود آبادي *
*زهرا * سالك * درويش * عسل*

همتون رو دوست دارم .

يا علي مددي ...

 

+نوشته شده در 87/12/28ساعت10:31توسط من ِ او |
گريه ...

شب شهدایتان را از خاک در می آوریم


پي نوشت :

۱- و حال گريه را شوري ديگر است .

۲- کرم لجنزار چگونه بداند که بیرون از دنیایی که اون تن می پرورد چیست؟ آسمان او همان است و اگر او را از لجنزار بیرون کشند می میرد.

+نوشته شده در 87/12/12ساعت10:11توسط من ِ او |
كربلايي شدم خدا را شكر ...

كنار مزار شهيد ، دلت شلمچه ميخواهد

دلت جبهه ميخواهد

دلت ...

اما شلچه كه هستي ، دلت تنها كربلا ميخواهد .


پي نوشت :

۱-كاش كه از خاك شلمچه كربلايي بشيم .

۲-كار دل تنگ شدنه كاش دلي نبود . 

+نوشته شده در 87/12/11ساعت10:53توسط من ِ او |
پر پرواز من ...

دانشگاه صنعتي اميرکبير ميزبان پيکرهاي مطهر 5 شهيد گمنام

 


به من خرده مگير .

گفتم كه .

شده ام كبوتر جلد .

بايد بروم .

منتظرند .

منتظرم .

پر پروازم را مگير .


پي نوشت :

1- قطار در حال حركت است . مسافرين اين قطار ميهمان شقايق هاي جنوب اند .

+نوشته شده در 87/12/04ساعت11:9توسط من ِ او |
«برای نابودی احمدی نژاد صلوات»!

«برای نابودی احمدی نژاد صلوات»!

   


پي نوشت :

۱- 

+نوشته شده در 87/12/03ساعت9:13توسط من ِ او |