ديروز استاد پناهيان روايتي خواندند از امام حسن مجتبي (عليه السلام) دلم نيامد انتقال ندهم :
اگر كسي بغض سومي (لعنت الله عليه) را به دل نداشته باشد ، اگر به آخرالزمان برسد ، به دجال ايمان مي آورد و اگر دجال را نبيند از درون قبرش به او ايمان خواهد آورد .
پي نوشت :
۱-براي روشن شدن به كتاب شريف «مهدي موعود» ترجمه «جلد 13 بحارالانوار» مراجعه بفرمائيد . در صفحه 965 آن بخشي از اين روايت را از زبان مولاي متقيان عجلالله تعالي فرجه الشريف چنين مي بينيد:
«شقي كسي است كه ادعاي دجال را تصديق كند و سعادتمند كسي است كه او را تكذيب نمايد… دجال، دشمن خدا، دروغ ميگويد كه غالب پيروان او… هستند، و چيزي سبز بر دوش دارند.»

جعفر پناهي داور دو جشنواره فيلم مونترال و بمبئي

حنا مخملباف کارگردان فیلم «روزهای سبز» نیز به خاطر بیان «هنری و شجاعانه» وقایع سیاسی اجتماعی ایران معاصر، جایزه تندیس شجاعت را از جشنواره ونیز دریافت کرد.
كليك كنيد

آيينه دلت زنگار دارد
ميفهمي
عكس شهيد تويش نمي افتد .
پي نوشت :
1-انگاري شوخي ات گرفته حاج محسن .
۲-و در اینجا بخوانید امشب فرشته ها از دماغ فیل می افتند !
۳-و اين پي نوشت هم بخاطر گل روي بچه سيدها خاطره اي از حاج محسن : ریشِتو رو پتو میذاری یا زیرش؟

http://night-skin.com/upload/images/fpp5fwn50t3g6j648npr.jpg
براي كار ديگري ميروم سراغش
اما
همين كه مي نشينم و اشتياقم را مي بيند دهان به صحبت مي گشايد
و تو چقدر پيش خودت فكر ميكني اشتباه كرده اي كه با خود ضبط صوت نياورده اي
انگار قرار نيست اين حس خبرنگاري ...
كاري ندارم
ميگويم كه قرار است برنامه اي به مناسبت هفته دفاع مقدس براي آشنايي بيشتر با گردان تخريب و معاون اين گردان داشته باشيم
(آخر هميشه با خودم ميگوم چرا بچه هايي كه هر سال راهيان نورشون ترك نميشه نبايد از تخريب چيزي بدونن و يا اگر هم بدانند در حد قبرهايي باشد كه از آن دوران به يادگار مانده )
حميد داود آبادي رو از كودكي با يك خاطره به ذهن دارم . هميشه برايم سوال بود كه چطور ميشود دل و روده آدم بيرون بريزد ولي او هنوز زنده بماند . (البت دل و روده بيرون ريختن اصطلاحي بود كه پدر استفاده ميكرد)
اما الان او زنده است و روبرويم نشسته و دارد همان خاطره را برايم ميگويد و قسم هم ميخورد كه با آن همه تيري كه بهشون اصابت كرده بود هيچ دردي رو احساس نميكردن .
آخر مگر ميشود
دركش براي من يكي ...
داود آبادي مي گفت : دكتر حسابي رو كه ميشناسي ، يه رياضي دان ، يه فيلسوف كه جبهه هم نديده بوده
پسرش نقل ميكرد از ايشون كه پدرم يه روز پرسيد چطور ميشه كه اين بچه هاي رزمنده تير ميخورن اما باز هم ميخندند . اين بر چه اساسيه .
واقعا (اين بر چه اساسيه ) ؟؟؟

http://night-skin.com/upload/images/v5qnyjw7awctvbybepws.jpg
پي نوشت :
۱- توي ۳۰دقيقه كه خدمت ايشون بودم كلي برام حرف زدند و كلي خاطره نقل كردند و كلي انتقاد دلسوزانه از اينگونه مراسم كه متاسفانه به ياد شهدا برگزار ميشه .
۲-خاطرات بچه هاي جنگ مثل يه گنجينه ميمونه كه هنر هر كسي به قدري كه از اين گنجينه برداشت ميكنه .
ثبت نام هشتمین اعتکاف دانشجویی در بارگاه ملکوتی حضرت رضا(علیه السلام)
براي ثبت نام كليك كنيد
پي نوشت :
۱- از عزيزاني كه مشرف ميشوند التماس دعا دارم .

ما بقي عکسهاي افطار رييس جمهور با ايتام
“الله، الله بالايتام، فلا تغبوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتکم”(1) “
خدارا! خدا را! درباره يتيمان، نکند که آنان گاهي سير و گاه گرسنه بمانند و حقوقشان ضايع گردد!”
پيشترها كه اهل نماز جمعه بودم هميشه جواني را ميديدم كه ايستاده بود بالاي سر صندوقي و پشت بلندگوي بوقي اش داد ميزد :
خدا را خدا را بالايتام .
هروقت اين جمله رو از دهان اون جوان مي شنيدم مو به تنم سيخ مي شد .
پي نوشت :
1-نامه 47 نهج البلاغه
۲-
ماه عسل با سخنراني حاج آقا پناهيان
بعد از ظهرهاي ماه مبارك رمضان از ساعت 6:30
ميدان فلسطين -مسجد امام صادق عليه السلام
3-پيشنهاد ميكنم سري به پيوندهاي روزانه ام بزنيد ومطلب "آنچه در ديدار من با احمدي نژاد گذشت "را مطالعه بفرمائيد ، خالي از لطف نيست .








