خبر فوري
عكس حذف شد
به گفته فرزند مهدی كروبی، وی بر اثر تماس با گاز اشكآور مهدی كروبی «تاحدودی» دچار ناراحتی پوستی شد.
پي نوشت :
1-حذف شد .
2-به قول ميرزا عكس اين پست حق نبود . بزار دلمون خنك نشه مگه چي ميشه .
3-خدا ما رو ببخشه .
4-يا علي مددي ...

اصلا انگار از همه دور بود
انگار اصلا همه از او دور بودند
هيبتي داشت به مانند انيشتن با موهايي درست شبيه خود ِ خود ِانيشتن
ميگفت من فرخزاد را كشف كردم و استعدادش را شكوفا كردم
بارها راهم را كج ميكردم تا روبرويش قرار نگيرم
بارها و بارها
اما بالاخره يكجا گير كردم
روبرويم ايستاده بود
شايد بيشتر از 50 سالش بود ، سخت بود تشخيصش
با يك حساب سر انگشتي من جاي دختر ته تغاري اش مي بودم
بالاخره روبرويش قرار گرفتم
گوشها و چشم هاي همكارها دورمان را گرفته بود
سرم پائين بود
اسمم را پرسيد
بعد گفت :
برام دعا كن
همه متعجب و من هم
گفتم : محتاجيم به دعا
عصباني شد
يعني كه چي ؟ ميگم التماس دعا
من هم ساده دوباره در جوابش گفتم : محتاجيم به دعا
هر چه ميگفت من هم همين جوابش ميدادم
بالاخره عصبانيتش كار دستم داد
رفت پيش رئيسم و گلايه كرد
خنده ام گرفته بود
گفتم چشم دعا مي كنم
دست ازسرم برداشت

پي نوشت :
1-اين پست رو ننوشتم از اين بابت كه فكر كنيد خبريه ها ، پس التماس دعا نگيد لطفا .
2-الان ميفهمم حال اضطرار يعني چه .

بيشتر وقت ها يادم ميرود همه ازمن قطع اميد كرده اند و همين روزهاست كه بايد برم .
همين ديروز بود داشتم از كنار ديوار مدرسه ميگذشتم كه حسابي احساس مرگ كردم .
ترسيدم .
يك ترس بي معنا .
براي خودم هم اين ترس مسخره است .
اما با اين حال كاريش نميشود كرد بايد مرد .
پي نوشت :1-اول از همه بگم نه از سرطان خبريه و نه چيز ديگه ، پس لطفا پيام تسليت نديد و به يك فاتحه اكتفا كنيد كه بيشتر به كارمان مي آيد.
2-اما گلصنم هم پر بي راه نگفته بايد يك سري بزنم به خانه .
3-و اما توضيحي درباره عكس ، منظورم از خانه ها ،همان قبوري است كه تكيه داده اند بر ديوار بيروني مسجد .

پي نوشت :
1-شايد اين روزها بيشتر دوست دارم ابنجا را با عكس پر كنم ، شايد بخاطر ِ ...
2-هوايي ام هوايي ام دوباره ...








